ناموجود
خدای دوزخ
نویسنده: سم شپارد
50,000ریال
نمایشنامه «خدای دوزخ» نوشته سم شپارد، پنجمین جلد از مجموعه «نمایشنامه‌های بیدگل: آمریکایی» است که با ترجمه وازریک درساهاکیان به بازار آمد. شپارد این نمایشنامه ر...
دسته بندی: سینما و تئاتر
جلد: شوميز
تعداد صفحه: 94
قطع: رقعي

مرور کتاب

نمایشنامه «خدای دوزخ» نوشته سم شپارد، پنجمین جلد از مجموعه «نمایشنامه‌های بیدگل: آمریکایی» است که با ترجمه وازریک درساهاکیان به بازار آمد. شپارد این نمایشنامه را در واکنش به سیاست‌های دست‌راستی دولت آمریکا پس از رویدادهای 11 سپتامبر سال 2001 نوشت.
این نمایشنامه برای نخستین بار در سال 2004 در نیویورک، با کارگردانی لو جیکوب و نقش آفرینی بازیگرانی چون تیم راث، فرانک وود، رندی کوئید و جی. اسمیت – کامرون به روی صحنه رفت. 
چاپ نخست متن اصلی این نمایشنامه نیز در سال 2005 از سوی انتشارات «رندوم هاوس» صورت گرفت.
سم شپارد، نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس، کارگردان و بازیگر معاصر آمریکایی است. از آثار منتشر شده شپارد در ایران می‌توان به نمایشنامه‌های «کودک مدفون» ترجمه آهو خردمند، «مادر ایکاروس» ترجمه شهرام زرگر، «غرب واقعی» ترجمه داریوش مهرجویی، «نفرين طبقه‌ گرسنه» ترجمه منوچهر خاكسار هرسينی، «وقتی دنيا سبز بود: حكايت يک سرآشپز» ترجمه پگاه خضرفرد يارداد، «بازی» حسن ملکی، «آخرين روزهای هنری موس» ترجمه ركسانا هدايتی و همچنین فیلمنامه «پاریس – تگزاس» ترجمه هوشنگ گلمکانی اشاره کرد. 
 

در بخشی از این نمایشنامه می‌خوانیم: 

«اِما مشغول همان کارهای عادی روزمره است، مدام در رفت و برگشت، از ظرفشویی آشپزخانه پارچِ آب را پُر می‌کند و گلدان‌ها را آب می‌دهد. هینز روی مبل، تقریباً پشت به تماشاگران نشسته است؛ قهوه می‌نوشد و اِما را تماشا می‌کند که همچنان مشغولِ آب دادن به گلدان‌هاست. لحظه‌ای مکث. هینز گاه و بی‌گاه، جرعه‌ای از فنجان قهوه‌اش سرمی‌کشد. 

 اِما:[در حال آبیاری گلدان‌ها ]امروز سحرخیز شدین.  

 هِینز: بله... فرانک کجاست؟  

 اِما: داره گوساله‌ها رو علوفه می‌ده. صبح تا شب کارِش همینه.  

 هِینز: چه عالمی داره واسه خودش.  

 اِما: درسته. زندگی‌اش رو وقفِ این کار کرده.  

 هِینز: خوشحالم که بالاخره یک گوشه‌ای واسه خودش درست کرده.  

 اِما: آره. شما دو نفر به دو راه کاملاً متفاوت رفتین.  

 هِینز: منظورت چیه؟  

 اِما: خب دیگه، منظورم... کارِ شما... تحقیقاتِ شماست.  

 هِینز: تحقیقاتِ من؟  

اِما: آره. هر چی که هست... من که خبر ندارم. کارش فرق داره.  

 هِینز: با چی فرق داره؟  

 اِما: با کار شما. فرانک رفت سراغ یه رشته‌ی دیگه.  

 هِینز: آه، بله خُب. متوجه‌ام.  

 اِما: می‌خوام بگم که فرانک هیچوقت از این جور بلندپروازی‌ها نداشته. همینجا، توی عالمِ خودش، راضی‌یه. زندگی بیرون شهر، مزرعه داری، دامداری. دورگه پروری، این جور چیزها.  

 هِینز: آره. متوجه منظورت هستم. دورگه پروری؟  

 اِما: در حالی‌که شما، خُب، شما رفتین توی کارِ دولتی، و مشغول تحقیقات خیلی مهمی شدین.  

 هِینز: من تو کار تحقیقات نیستم. اصلاً اهلِ تحقیق نیستم». 

عنوان
خدای دوزخ

‎ریال۵۰٬۰۰۰
شماره ویرایش
1
موجودی
0