اعتماد ورزي، نخستين نياز جامعه مسطح و باز است. گردش آزاد اطلاعات، تبادل دانش، صريح سخن گفتن، شفاف سازي، و وفاي به عهد كه لازمه يك جامعه باز است، بدون حضور اعتماد، شدني نيست. در جامعه بسته، ماليات و هزينه هاي سنگيني به اعضا تحميل مي شود.
توانايي در استقرار، رشد، گسترش و بازآفريني اعتماد در سازمان ها، كليد رهبري پيروزمندانه در بازار و اقتصاد بسيار رقابتي امروز است. ممكن است كه همه اطلاعات و اعداد و ارقام، همه شواهد پيروزي، و همه تاييدهاي مورد نياز، در اختيارتان باشد، ولي بدون برخورداري از عنصر اعتماد، به جايي نخواهيد رسيد.
اعتمادورزي همواره بر دو پديده تاثير مي گذارد «شتاب و هزينه». جهان با شتاب در حال دگرگوني است. ديگر بزرگتر ها نيستند كه كوچكتر ها را مي خورند بلكه «پر شتاب ها كندها را مي بلعند».
بي اعتمادي هزينه كسب و كار را دو برابر مي كند. اعتماد فراوان جاي استراتژي خوب را نمي گيرد. ولي بي اعتمادي بي ترديد استراتژي خوب را نيز از راه به در مي سازد. نخستين وظيفه هر رهبر راستين در محيط كار يا خانه، الهام بخشي در حوزه اعتماد است.
اعتماد بالا موجب بهبود و افزايش شادكامي، انرژي، احساس، شور، خلاقيت، و خوشي در انواع رابطه هاي خانوادگي، دوستي و اجتماعي مي شود. و به افزايش شادكامي و بهبود كيفيت زندگي كمك خواهد رساند.
كنفوسيوس مي گويد «دولت خوب و شايسته، به جنگ افزار، خوراك، و اعتماد نياز دارد. چنانچه حكومت نتواند اين هر سه را با هم نگه دارد، بايد نخست از جنگ افزار دست بكشد، سپس خوراك. اعتماد را بايد تا به آخر پاسداري نمود. بدون اعتماد، ادامه راه مقدور نيست»...