پیش از شش دهه از نخستین تلاشها برای صنعتی شدن اقتصاد ایران میگذرد. این در حالی است که اکنون در فرآیند افول صنعتی قرار گرفتهایم. صنعت نقشی در رشد اقتصادی ایفا نمیکند، محصولات صنعتی ما از قدرت رقابتی پایینی در بازار جهانی برخوردارند و بسیاری از آنها حتی در بازار داخلی نیز فقط با اعمال تعرفههای بالا و موانع غیرتعرفهای امکان فروش دارند. بنگاههای بزرگ و مهم صنعتی که سهم اصلی را در ارزش افزوده صنعت ایفا میکنند، عمدتاً غیرخصوصیاند و تعداد قابل توجهی از آنها، بهرغم در اختیار داشتن بازاری نسبتاً بدون رقیب در داخل، زیانده هستند و بدهیهای بزرگ به نهادهای مالی دارند. بخش مسلط صنعت ایران را واحدهای تولیدیکننده مواد خام تشکیل میدهند و تحولات شگرف جهانی هنوز نتوانسته است خود را در ارقام عملکرد صنعت ایران منعکس کند. تعداد زیادی از واحدهای تولیدی در مقیاس خرد، با خلق ارزش افزودهای ناچیز، مشغول فعالیتاند، بیآنکه رشد کنند و به تولیدکنندگان بزرگ تبدیل شوند. صنعت ایران در مواجهه با انواع محدودیتهای خارجی از کنترل خود، به منابع ارزی نفت، انرژی برآمده از گاز و منابع زیرزمینی آب پناه برده است. اینک محدودیتهای برآمده از هر سه منبع یادشده، صنعت ایران را در معرض تهدیدی جدی و موجودیتی قرار داده است. کتاب حاضر تلاشی است برای پاسخ به چرایی بروز پدیدههایی از نوع آنچه در اینجا به آن اشاره شد. این پاسخها برای تغییر مسیر صنعتی و قرار گرفتن مجدد در فرآیند صنعتی شدن، ضروری و اجتنابناپذیر است.